خاطره ای از محافظ رهبر انقلاب

mohafez imam khamenei khabarsaz
خاطره ای از محافظ رهبر انقلابReviewed by العبد on Oct 5Rating:
خاطره ای از محافظ رهبر انقلاب
5 (100%) 5 votes

mohafez imam khamenei khabarsaz

 

سردار آبنوش با اشاره به یکی از خاطرات محافظان رهبر فرزانه انقلاب اظهار کرد: این محافظ در خاطراتش به بنده گفت، ما همیشه قبل از دیدار مقام معظم رهبری با خانواده شهدا هماهنگی‌های لازم را انجام می‌دهیم و حتی یک تیم قبل از این دیدار به محل مربوط می‌فرستیم تا همه شرایط را از نظر امنیتی بررسی کنند.

همچنین قبل از دیدار مقام معظم رهبری با خانواده شهدا به این خانواده‌ها اطلاع می‌دهیم که یکی از مسئولان کشوری می‌خواهد با شما ملاقات کند تا اگر می‌خواهند منزلشان را تمیز و آب و جارو کنند، این کار را انجام دهند تا فضای خانه برای این ملاقات بهتر مهیا شود و کمتر شده به آنان بگوییم که حضرت آقا می‌خواهد با شما دیدار کند.

این محافظ مقام معظم رهبری در ادامه بیان خاطراتشان به بنده می‌گوید: بعد از ظهر یک روز تابستان امسال رهبر فرزانه انقلاب به ما محافظان فرمودند که آماده شوید تا به خانواده یکی از شهیدان سر بزنیم.

ما در جواب ایشان پاسخ دادیم که هماهنگی‌های لازم صورت نگرفته اجازه دهید اقدامات لازم را انجام دهیم، ولی ایشان با قاطعیت گفتند برای دیدار با خانواده شهید آماده شوید تا حرکت کنیم.

ما که همیشه گوش به فرمان رهبری هستیم دستور ایشان را اجرا کردیم و سوار ماشین شدیم و به محلی که رهبری فرمودند حرکت کردیم، در داخل ماشین با پادگان بسیج تماس گرفتم و گفتم در این محل چند خانواده شهید است که بهم پاسخ دادند در محل فوق خانواده یک فرزند شهید، دو فرزند شهید و سه فرزند شهید وجود دارد.

مقام معظم رهبری به من فرمودند خانواده دو فرزند شهید درسته و به این خانواده سر بزنیم که بنده آدرس را بلافاصله از پادگان بسیج گرفتم و به همان آدرس رفتیم پس از اینکه به محله مربوط رسیدیم با ماشین وارد کوچه شدیم تا خانه مورد نظر را پیدا کنیم، در حین حرکت با ماشین در داخل کوچه مقام معظم رهبری به من اشاره کردند و فرمودند همین منزل است در این خانه را بزنید.

بنده از ماشین پیاده شدم تا درب خانه را بزنم و از صاحب آن خانه بپرسم که این جا منزل همان مادر دو شهید است یا نه! صاحب این خانه در را باز کرد و یک‌دفعه از من پرسید پس حضرت آقا کو؟ من که از سئوال این مادر شهید بسیار تعجب کرده و در مبهوت بودم، در پاسخ به ایشان گفتم منظورتان چیست کدام آقا؟

این مادر شهید به من جواب دادند من را اذیت نکن مقام معظم رهبری را می‌گویم در حال گفتن این کلمات بود که سرش را از درب منزل بیرون آورد و حضرت آقا را در ماشین دید و به ایشان ضمن خوش‌آمدگویی فرمودند بفرمایید داخل، بنده از صبح منتظر ورود شما هستم.

جالب اینجاست این مادر دو فرزند شهید از صبح برای ورود مقام معظم رهبری به منزلشان خانه را تمیز و مرتب کرده و حیاط را آب و جارو زده بودند، ما محافظان رهبری که از اتفاق این ماجرا سخت در حیرت و مبهوت بودیم با تعارف کردن این مادر وارد منزل شدیم.

بعد از اینکه نشستیم مادر این دو فرزند شهید بعد از خوش‌آمدگویی ماجرا را برایمان تعریف کرد و گفتند: من دیشب دو فرزند شهیدم را به همراه امام خمینی (ره) در خواب دیدم که فرزندانمان رو به من کرده و گفتند فردا سیدعلی میهمان شما است خانه را برای ورود ایشان مهیا کن، به همین دلیل من از صبح که بیدار شدم خانه را مرتب کرده و لحظه شماری می‌کردم تا شما به منزل ما تشریف بیاورید.

ولی حضرت آقا رهبر کبیر انقلاب یک جمله به من فرمودند و گفتند حتما این پیام را به شما بگویم که در این لحظه مقام معظم رهبری بلافاصله با شوق فرمودند بگو مادر جان درباره من گفتند، ایشان چه پیامی برای من داشتند.

مادر شهید در پاسخ گفتند ایشان فرمودند که به سید علی بگو پیروزی نزدیک است و صاحب ما می‌آید و خدا از شما محافظت می‌کند.

 

منبع:جهان نیوز

مطالب مرتبط

8 نظر

  1. مهسا از ملایر گفت :

    رهبرم زمان زعطر عبورت همیشه سرخوش وخوشبوست خوشا به حال زمان وخوشا به حال همیشه

  2. علی گفت :

    سلام بر همه
    پدرم من جز یگان ویژی حفاظت و عملیات رهبری بوده که چندی پیش بازنشسته شده به من درباره ی صحت این واقعه ی عجیب سخن گفت و گفت در ان لحظه انجا بوده ام

*

*

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

Top This site is protected by WP-CopyRightPro